السيد الطباطبائي

324

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و احتمال دارد اشاره باشد به آفرينش نور محمد ( ص ) و على ( ع ) . يا نور محمد ( ص ) و نور اهل بيت ( ع ) . و اين را تأييد مىكند حديثى كه در باب « بدء خلق ارواح ائمّه - ع - » از جابر از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : خداوند بود و چيزى غير از او نبود ، پس اولين آفريده اى كه خداوند آفرينش را با آن شروع كرد ، اين بود كه محمد ( ص ) را آفريد و ما اهل بيت را همراه او آفريد از نور عظمت خودش . پس ما قرار گرفتيم به شكل سايه هاى سبز در اختيار خدا آن گاه كه نه آسمان بود و نه زمين و نه مكان . و نه شب و نه روز و نه خورشيد و نه ماه . و نيز صفوان از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه فرمود : وقتى كه خدا خواست آسمان ها و زمين را بيافريند ، بر مقام عرش بر آمده امر كرد به دو نور از نور خودش كه هفتاد بار به دور عرش طواف كردند . خداوند گفت : اين دو ، نورهاى من و مطيع من هستند . پس خداوند از آن نور محمد ( ص ) و على ( ع ) و برگزيدگان از آل او را آفريد . و از ثمالى روايت شده كه مى گويد : حبابه والبيّه به حضور امام باقر ( ع ) رسيد و گفت : اى فرزند رسول خدا به من بگو شما در آن دور سايه ها ، چه بوديد ؟ فرمود : ما نور بوديم در اختيار خدا پيش از آفرينش مخلوقات . و نيز محتمل است مراد از دو سايه ، ماده آسمان و زمين باشد . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : آن چه صدوق رحمه الله گفته و آن چه مصنف ( مجلسى ) در بيان گفته ، هيچكدام از آن ها بر فقرات اين حديث ، منطبق نيست . و آن چه ظاهر مىشود از رواياتى كه در اين گويش آمده اند ، اين است كه مراد از « ليس شيئ غيره » ، شيئ با حقيقت « شيئيّت » و « وجود » است . همانطور كه فقرات بعدى حديث اين را تأييد مىكند . و مراد از دو سايه ، دو عالم عُلوى سفلى است و اين معنى با سخن امام ( ع ) « ليس شيئ غيره » مناسب است .